تبليغاتX
دخترانه


دخترانه

 

روز مادر مبارک

 


پ.ن :نمیدونم اینجور روزا باید چی نوشت. دلیلش اینه که هنوز جمله یا کلمه ای تا این حد بزرگ خلق نشده.

نمونه بهترین مامان دنیا: سه ساله اومدم دانشگاه سه سالش یه شب نشده که زنگ نزنه.

آخر چهارسال معرفیش میکنم به گینس .

 

نوشته شده در 91/02/22ساعت 4:44 توسط فاطمه|

و یکم ژانویه سال ۱۹۱۹ در آمریکا متولد شد، دوران کودکی او با فقر همراه بود، در سن ۱۵ سالگی ازدواج کرد که تنها پس از چند ماه به دلیل رابطه با فردی جدید، از همسر خود طلاق گرفت، ولی ازدواج بعدی او نیز تنها چند سال به طول انجامید.

دختری که بدلیل خوشگلی زیاد به سمت فساد رفت+عکس

«لندیس» در ۱۵ سالگی مدرسه را رها کرد و به خاطر زیبایی خدادادی که داشت در چند شوی تلویزیونی مشغول به کار شد و همزمان در یک کلوب شبانه به عنوان خواننده کار می کرد تا آنکه سرانجام در سال ۱۹۳۷ توسط «ویلیام ای ولمن»، کارگردان هالیوودی برای بازی در فیلم «یک ستاره متولد می شود»، بازی کرد، او در این فیلم در نقش «جانت گینور» دختر جوانی بازی می کند که با آرزوی بازیگری به هالیوود سفر می  نماید.

همزمان با به شهرت رسیدن «لندیس» شایعاتی درباره فساد اخلافی او بر سر زبان ها می افتد که باعث می شود تا او از آن زمان به بعد موهایش را بلوند کند و نام خود را از «فرانسیس لیلیان ماری» به «کارول لندیس» تغییر دهد. «لندیس» در دهه ۴۰ همچنان در چند فیلم سینمایی درخشید، البته درخشش او در عرصه سینما همزمان بود با روابط غیراخلاقی او با «داریل فرانیس زانوک»، نویسنده، کارگردان و تهیه کننده برنده اسکار هالیوود. زوانوک در سیستم استودیویی هالیوود در آن برهه از زمان نقش مهمی داشت.

زمانیکه «لندیس» به رابطه خود با «زانوک» خاتمه داد، دردسرهای شغلی او نیز شروع شد و درخشش وی در عرصه سینما به اتمام رسید و از آن پس تنها توانست در چند فیلم درجه ۲ و ۳ بازی کند. او طی مدت زمان کوتاهی چند ازدواج ناموفق دیگر هم داشت، زندگی او چنان با افسردگی و شکست های پیاپی همراه شده بود که در سال های ۱۹۴۴ و ۱۹۴۶ دو بار خودکشی کرد و سرانجام در سال ۱۹۴۸ جسد وی در حالیکه باردار بود در خانه اش یافت شد، که بعدها گفته شد که مرگ او خودکشی نبوده و به ادعای مادر و خواهرش، «کری هریسون» بازیگر مشهور هالیوود که در آنزمان با لندیس رابطه داشته، او را به قتل رسانده ولی هیچگاه اتهام او ثابت نشد.


پ .ن : میدونید چرا بعد از زمان شاه دیگه ما در ایران دیگه مراسم انتخاب زیباترین زنان ایرانی رو نداشتیم ؟ مثل خیلی از کشورهای دیگه که الان این مراسم رو سالیانه برگزار میکنن ؟
چون ما زنان و دخترانمون رو بر اساس زیباییهاشون دسته بندی نمیکنیم . زیبای زن ارزشیه که باید در خانواده شکوفا بشه . برای ثبات خانواده .
وقتی زیبایی جایی غیر از خانه شکوفا بشه نتیجه ی جز فساد خانوده و جامعه نداره.
به این فکر کردین که ما برای چی به دنیا میایم ؟
قراره چیکار کنیم ؟
مثل این خانم وظیفه ی سنگین نمایش زیباییمون رو داریم ؟
آخرش که چی ؟
تا کی این زیبایی میمونه ؟
زمان پیری و بعد از مرگ چه جوابی داریم به خودمون و خدامون ؟
خداکنه زندگیمون ، مرگمون بر پایه ی زیباییمون نباشه .
آخه جوابش سخته ....
نوشته شده در 91/02/06ساعت 17:25 توسط فاطمه|

حادثه که هیچوقت خبر نمی کند. یک روز می شنوی صدای مهیبی از سوی حیاط برخاست
.
 صدای شکستن در که می آید، هول می کند دخترک! این تازه اول راه است
.
غریبی که شاخ و دم ندارد، یک روز می بینی در خانه ات را همراه دست و پهلوی همسرت شکستند و حیات را از قلب طفل معصومت گرفتند
.
 شکسته های دل حسن را، علی بند خاهد زد و موی پریشان زینب را حسین، شانه می زند
.
 به نجار هم سفارش ساخت یک در دیگر می شود داد. بازار زرگران پر است از گواشواره های قیمتی و نو. اصلن خوب شد که گم شد. «عدو شود سبب خیر». آخر بهانه ای پیدا نمی شد که به گوشواره ای تازه راضی شوی
.
 غصه این چادر خاکی را هم نخور. به خیاط سپرده که چادری برازنده وقار فاطمی ات بدوزد
...
اما، این خاک ها را چه کسی از روی جامه های ابوتراب، خواهد زدود. دست روی دست نگذار. سهمش از این دنیا مگر چه بود؟ قرار دل و گیرایی دستانت، که در شکستگی ها، پهلوی او بود. که همان ها را هم برای خاطر غریبش، زیاد می دیدند. نوای خطبه چه حزین است. آه... این پیشانی چقدر خط خطی شده. چه کسی گره های ابروان علی را از هم وا کند..؟ دست هایم کو؟ چه کسی باز صدا زد؛ زهرا...؟!

نويسنده سید محمد رضی زاده

نوشته شده در 91/01/20ساعت 23:40 توسط فاطمه|

یه چیز رو شاید مطمئنم ، که اگه حتی دین هم نداشتم سعی میکردم پوشش رو داشته باشم.

 

 

حالم بد میشه وقتی گاهی وقتها نگاه کثیفشون رو دنبال میکنم و میرسم به زیباترین مخلوق خدا .

میدونم امتحان سختیه ولی وقتی بدونی که ارزش چیه پوشش رو پس نمیزنی .

 قدر خودتو بدون

به خدا خودشون میگن، تو این دنیای گرونی چه ارزون ......

نوشته شده در 91/01/07ساعت 23:55 توسط فاطمه|

هرلحظه امکان دارد جلوی درِ خانه‎تان يك مين سبز شود و پایتان روی آن برود. خارج‎شدن از شهر و سفر به شهري ديگر، هزينه‎اي بَس گزاف به قيمت جان دارد؛ آن‎هم از نوع ازدست‎دادن سر و مُثله شدن. حفظ جان با خودتان است...

 

 

پارسال جهاد اکبر یکی از مهمان های اردو سهیل کریمی مستند ساز ایرانی ولایی بود . از آخرین سفرش کلی تعریف کرد از منطقه ی در پاکستان به نام پاراچنار . جایی که تعریف کردن ازش وحشتناک بود چه برسه به دیدن اون منطقه . چیزایی که میگفت دود از کله ی آدم بلند میشد که چهجور یه همچین جایی بوده و ما خبر نداشتیم . مگه میشه به این راحتی این همه آدم رو کشت و جایی درز نکنه .

سهیل کریمی از بی دفاع بودن پاراچنار گفت از حاکمان پاکستان و طرفداری اونها از طالبان گفت.

از شهید شدن بچه مدرسه ایها و ثواب بردن دشمنان گفت از اعتقادشون به میهن و رهبر ما گفت .

از کمبودها گفت، از نداشتن سلاح، از اینکه شبها با قرعه کشی چند نفر نگهبان از شهر میشن و به دلیل نداشتن سلاح دید در شب کسی رو نمیبینن ولی دیده میشوند و شهید.

از مسافران بی سر و دست شده . و از رفتن ها و برنگشتنها گفت.

سهیل کریمی از رجوعش به مقامات گفت و گفت که همه تاسف میخوردن و سر تکون میدادن . گفت که بین صحبتاش یکی از مقامات خوابش برده بوده ...

حالا سهیل کریمی مستندش آماده شده با نام (( زخم پیوار ))


پ.ن۱: باز ببخشید که که از سختی کشیدن شیعیان گفتم.

پ.ن۲ :عکسهای جنایات رو در google. سرچ کنید.

پ.ن ۳: کم کاری ما بود که زودتر خبر ندادیم . خدا ببخشه.

بیشتر مطالب رو از در ادامه مطلب بخونید. بخونید حتمنا . آخه خیلی کلی گفتم.

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/11/26ساعت 5:11 توسط فاطمه|


 پ ن : کپی برداری به هر نحو با ذکر منبع اشکالی ندارد.

نوشته شده در 90/11/07ساعت 20:49 توسط فاطمه|


پ ن : کپی برداری به هر نحو با ذکر منبع اشکالی ندارد.http://emshaspand1991.blogfa.com/
نوشته شده در 90/11/07ساعت 20:46 توسط فاطمه|


پ ن : کپی برداری به هر نحو با ذکر منبع اشکالی نداره.http://emshaspand1991.blogfa.com/
نوشته شده در 90/11/07ساعت 20:42 توسط فاطمه|

 

دیدی وقتی یه جمعیت زیادی از یه چیز خوششون بیاد نمیدونی از چه راهی بفهمونی که بابا اینا همش سیاه بازیه  !!!؟

خیلی واسه دیدن ((ورود آقایان ممنوع)) به عمویم اصرار کردم . آخه خونواده ی من راضی بودن که امروز تعطیله و حال دارن یه سینما برن .ولی عموم کلا مخالف بیرون رفتن بود چه برسه به سینما که به قول خودش پول اضافه خرج کردنه و میاد رو سی دی و وقتمون رو تلف نکنیم و این حرفا...

خلاصه با هزار دوز و کلک راضیش کردیم که بیاد .(همیشه وقتی تو کار راضی کردن عموحسین میرم هفتپشت پشیمون میشم که چه غلطی کردم) وای از وقتی که جای پارک گیر نیاد.

حالا از این جوانب که بگذریم. فیلم شروع میشه و من دعا دعا که نکنه حرف نا مربوط بزنه . که در طول فیلم با صحنه ی اول هفت رنگ عوض کردم و تا آخر فیلم  فک کنم تبخیر شدم...

آخه آدم میمونه چهجور به این فیلمها میگن خانوادگی .؟؟یا شایدم فکر نمیکنن که خانواده ها با بچه هاشون میان فیلم ببینن.اصلا فکر میکنن که خانواده ها از همه سن و اقشاری هستن ؟نمیخوام حرفها یا صحنه ها رو بازگو کنم ولی اعتراض میکنم که آقا اگه واسه شما که نمیدونم کجای پایتخت نشستید این حرفها عادی شده و واسه ما که اینجا نشستیم عادی نیست .اگه واسه شما سخت نیست واسه ما هست.

توی یکی از این فیلمها آنچنان رابطه ی دختر پسر رو عادی سازی کرده بودن که آدم با بدترین فیلمهای هالیوودی نمیتونست مقایسه کنه. فیلمهای سینمایی ما فقط به ظاهر و صورت طبق قوانین و شرع اسلامی هستن.

نمیدونم چرا وقتی بازیگر مرد آرایش میکنه یا زیرابرو بر میداره کسی ناراحت نمیشه !!؟؟ولی واسه یه آشنای بیگانه!! که دیگه نسبتی با ما نداره هر حرفی یا هر حرکتی کنه به خودمون میچسبونیم و حاشا میکنیم که وای بر ما ،چه شد و چه شد . من میگم دیگه گلشیفته ایرانی نیست . ولش کنید هر کاری خواست کنه.

اینجا دارن تو سینمای ایرانی اسلامی فرهنگسازی غلط میکنن . دارن چیزی رو میسازن که ما نمیشناسیم یا بهتره اینه که هرگز نشناسیم .کجایید آدمای بینا تا بگید وای چه شد؟

دیگه به حجاب پشت دوربین دخترای سینمای ایران کار ندارم به ستایش چادری که امان از پشت صحنه اش کاری ندارم. به فیلمهایی که روی پرده آبروی ایرانیت ما رو میبرن کار دارم.

به با آنجیلیا دست دادن کارگردانش کار ندارم .به فیلمهایی که از پایه میسوزونن کار دارم.

از اینا که بگذریم فیلیمی که ساخته میشه در هرجای دنیا که باشه آخرش یه معنی یه هدفی گرفته میشه که آهان!! منظور فیلم اینه. ولی فیلمهای تجاریی توسط بازرگانان فیلم ساخته میشه چیزی جز پول در آوردن و پول دادن به گروهی شبه بازیگر نیست.

 این سینما داره به چه قیمتی برجا میمونه؟؟  

 آیا می ارزه ؟؟؟؟؟  .... یا نه؟


پ.ن: خیلی کلی گفتم.

نظر بزارید

 

نوشته شده در 90/11/04ساعت 0:5 توسط فاطمه|

به این عکس زیاد دقت کنید .لطفا

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.net

السلام علیک یا حسین بن علی

نوشته شده در 90/09/13ساعت 22:28 توسط فاطمه|

گرچه نیکوست به اندوه و غمش ناله زدن

سعی کن زینت این روضه و پرچم باشی

همره زمزم اشکی که ترا بخشیدند

می توان مُحرم بیت لله اعظم باشی

شادی هردوجهانت بخدا تأمین است

گردراین ماه عزا همسفر غم باشی

از مرثیه آن گویا قیامتی برپا شد. فرمود: ای زنان شام! بنگرید که این مردم جانی شقی با آل علی(ع) چگونه معامله کردند و چه به روز اهل بیت مصطفی(ص) آوردند؟! ای زنان شام! شما این حالت و کیفیت را ملاحظه می نمایید اما از هنگامه کربلا و رستخیز روز عاشورا و حالت عطش اطفال و شهادت شهدا و برادرم و حالات قتلگاه بی خبر هستید و نمیدانید که از ستم کوفیان بی وفا و پسر زیاد بی حیا و صدمات طی راه، بر این زنان داغدار و یتیمان دل افگار و حجت خدا سید سجاد(ع) چه گذشت؟!

آنان تا مدت هفت روز مشغول ناله و سوگواری بودند.

نوشته شده در 90/09/07ساعت 1:53 توسط فاطمه|

عکاسخونه به روزه .........................................................................................همین

http://akaskhone.blogfa.com/

نوشته شده در 90/08/08ساعت 5:29 توسط فاطمه|

زنگ خطر

زنگ خطر

.

.

وضعیت قرمز

مسلمانان به هوش باشید.....

 

 

 


پ.ن ۱:  اگر دختر هستیدحتما یکی از اینا رو، روز تولدتون از دوستتون هدیه گرفتید.

چون هم ارزونه هم زیبا و  مخصوصه هدیه .

حمله ی  تو خالی -

مسلمانان دولتی !!! با پپسی و کوکاکولا کاری نکردید کشور رو پر کرد. حداقل ظاهر رو نگه دارید .

بازرسی چیزی بلا به دور ....

پ ن ۲:ما هرچی ارزون تر باشه و به صرفه ،میفروشیم . مغازه داره میگفت !!!

پ .ن۳: راستی اگه میخاید بگید این عکسا مشکل دارن و نهی از منکر کنید . باید بگم اگه آدمشید برید مغازه ها رو نهی و امر کنید. اینا عکس اوناست . اکی؟

 

اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر
 وجعلنا من خیر اعوانه وانصاره
و المستشهدین بین یده
والمسارعین الیه

 

 

نوشته شده در 90/08/06ساعت 5:54 توسط فاطمه|

چه جوره امروز از هیچ بنویسیم.

از اینکه کی بارون میاد.

یا امتحان میترم ها نزدیکه

یا خواب ....

یا بد شدن یه بچه ی خوب

یا فراموشکاری یه دختر خوب

بهتره بگم بازیگوشی نه؟؟

بارون بیاد همه خوب میشن

حتی یه دختر بازیگوش

.

.

.

دخترهم بازیگوش میشه ،،حتی چادریاش .

 پس کی بارون میاد؟

دل تنگی هام میبره بارون ؟

.

.

.

دختری که دیروز تصادف کرد، رفت اون دنیا بارون رو میبینه؟

مغازه دارا چی میبینن؟

 اگه به جای بارون اسکناس از آسمون میبارید همه ی همه خوشحال میشدن؟

.

.

.

کامپیوتر تا حالا بارون رو ندیده .پس چرا حرف منو باور میکنه ؟؟؟؟

.

.

پس کی بارون میاد؟

 

 

 

 

نوشته شده در 90/07/30ساعت 21:35 توسط فاطمه|

یه حس حساسیت تو وجودمه که وقتی اسمی از دختران یا زنان برده میشه گوشمو تیز میکنم ببینم چه خبره . البته وقتی جاش یه کم نا معمول باشه بیشتر حساس میشم . مثلا وقتی بحث حجاب با سخنرانی فلان استاده یا دفاع از حقوق زنان، یا نمایشگاه حجاب و... چندان کنجکاو نمیشم چون میدونم اساسا کار اساسیی نمیشه .

ولی وقتی میگن دختران امکان سفر به حج رو ندارن تمام درونم فوران میکنه . نه من گناه کار که هیچ وقت طلبیده نمیشم .دخترانی هستن که واقعا حقشونه . چی بهتر از یه حج دانشجویی ؟ با دوستات .

همون سالی که اعلام شد دختران مجرد بدون محارم نمیتونن به سفر حج مشرف بشن ، به بچه ها گفتم بیاین یه کاری بکنیم . بعضیا میگفتن حقمونه به خاطر فضاحتی که دختران در سفر حج داشتن باید این کار میشده. بعضیام میگفتن کاری از دست ما بر نمیاد از عربستان نمیپذیرن. راستی این عربا چی تو سرشونه ؟ آدمن ؟

هرچی منتظر موندم که اقدامی بشه نشد.

هان شد. ظرفیت پسرا رو بردن بالا.

دبیرستان که اصلا تو نخ این حرفا نبودم ، سفر حج واسه آدمای هم سن ما هم هست !!

تا اینکه یکی از بچه ها مشرف شد، انتخابش کرده بودن از نظر درسی و اخلاقی و حجاب . راست میگفتن دختر خیلی خوبی بود. ولی فقط بود . یه مدت پیش تو خیابون دیدمش ...

شاید با گذشت زمان این، چیز عادیی بشه ، شایدم شده. ولی این حقش نبود .

میگن امنیت تضمین نیست و چه جالب امنیت تضمین شد !!!!

راستی خدایا میگن کلیددارای خونت شراب خوارن . کاری ندارم بهشون چون هیچ کارن .میگن همه کارا دست خودته . من نه اصلا ،تا آدم نشدم نه ، ولی کسایی هستن که خیلی میخانت کارشونو درست کن.

نوشته شده در 90/07/13ساعت 1:53 توسط فاطمه|

شاید یادآوری بعضی خاطرات بعضی ها رو به خودشون بیاره.

 

 

سال‌های طولانی است که از پایان جنگ ایران و عراق می‌گذرد و در سایه رشادت‌های زنان و مردان آزاده آن روزها فرزندانمان قد کشیده و با خیالی آسوده به کار و تحصیل مشغولند.
 
 
 
خدیجه میرشکار یکی از زنان مبارزی است که با همسرش به اسارت نیروهای عراقی درآمد و شاهد لحظات دردناکی همچون شهادت همسرش در مقابل چشمانش بود؛   
پس از گسترش حملات دشمن به "بُستان" تمام ساکنان، شهر را تخلیه کردند اما خانواده خدیجه جزء آخرین گروه‌هایی بودند که شهر را ترک کرده و به سوسنگرد پناه بردند؛ خدیجه به همراه خانواده‌اش نرفت و در شهر ماند تا برادر و همسرش را یاری کند.
 
وی در این رابطه بیان می‌کند: «به دلیل اینکه قبل از آغاز جنگ دوره‌های هلال احمر را گذرانده بودم، در بیمارستان به مجروحان جنگی رسیدگی می‌کردم اما با گذشت زمان و گسترش حملات دشمن شرایط در "بُستان" به گونه‌ای شد که هیچ زن و دختری در شهر باقی نماند بنابراین مجبور شدم همراه همسرم شهر را به مقصد اهواز ترک کنم اما در مسیر نیروهای عراقی من و همسرم را محاصره و پس از تیراندازی به ماشین و مجروحیت، من و همسرم را دستگیر کردند.»
 
پس از مجروحیت، خدیجه و همسرش توسط نیروهای عراقی دستگیر و به سمت جبهه آنها انتقال داده شدند، در طول مسیر نیز تعداد دیگری از ایرانیان توسط نیروهای عراقی دستگیر شده و با دست و پای بسته به ماشینی که خدیجه و همسرش در آن حضور داشتند، منتقل شدند.
 
میرشکار با بیان اینکه به هنگام وارد شدن اسرای ایرانی به ماشین، بنده به دلیل خونریزی شدید نیمه جان شده بودم، می‌افزاید: «با جسم نیمه جان خود و با زحمت فراوان دست یکی از اسرای ایرانی را باز کردم؛ این رزمنده پس از باز شدن دستانش بلافاصله نبض همسرم که بی‌هوش بود، را گرفت اما پس از چند ثانیه متوجه شد که نبض همسرم نمی‌زند و اینجا بود که خبر شهادت همسرم را که فقط 3 ماه در کنارش زندگی کرده بودم، به من داد.»
ادامه مطلب....

 پ.ن : سه ماه انفرادی !!!
با یه حساب سر انگشتی میشه ۹۰ روز
 یعنی یه ترم درسی همرا با روزای تعطیلش
توی یه اتاق تنهای تنها
شما توی سه ماه از روزای عمرتون چه کارایی میتونید انجام بدید؟؟؟
. هیچ کاریم که نکنید زندگی میکنید .

ادامه مطلب
نوشته شده در 90/07/11ساعت 5:19 توسط فاطمه|

زنان با پوشش روبنده در فرانسه150 يورو جريمه مي‌شوند

با آغاز اجرايي شدن قانون ممنوعيت استفاده زنان مسلمان از پوشش روبنده (برقع) در فرانسه، زنان با پوشش روبنده 150 يورو جريمه میشوند.
 

بر اساس اين گزارش،  هر زني كه با پوشش برقع در اماكن عمومي فرانسه تردد كند، به 150 يورو جريمه نقدي محكوم خواهد شد و در صورت سرپيچي از وي خواسته مي‌شود تا به عنوان مجازات در خدمات عمومي كاري انجام دهد.

فرانسه پس از بلژيك دومين كشور اروپايي است كه پوشش صورت را در اماكن عمومي ممنوع كرده است، حال آنكه اين كشور به اصطلاح به آزادي گسترده معروف است.

فرانسه تنها كشور اتحاديه اروپاست كه در سال 2004 داشتن حجاب در مدارس را ممنوع اعلام كرد.

مسلمانان فرانسه با داشتن حدود پنج هزار مسلمان بزرگترين جمعيت مسلمانان اروپا را تشكيل مي‌دهند و بنا بر اعلام دولت اين كشور در حال حاضر دو هزار نفر از زنان مسلمان ساكن فرانسه از برقع استفاده مي‌كنند.


 

پرداخت جریمه نقدی زنان روبنده پوش بلژیکی توسط بازرگانی با غیرت
یک بازرگان ثروتمند مسلمان فرانسوی با ایجاد یک صندوق یک میلیون یورویی اعلام آمادگی کرد تا جریمه تمام افرادی را که از این قانون تخطی می کنند، بپردازد... از 23 ژوئیه سال جاری دولت بلژیک استفاده ازپوشش نقاب وبرقع درانظار عمومی این کشور را ممنوع کرده است.

به گزارش آتی نیوز به نقل از یورو نیوز،برای مبارزه با این قانون، یک بازرگان ثروتمند مسلمان فرانسوی با ایجاد یک صندوق یک میلیون یورویی اعلام آمادگی کرد تا جریمه تمام افرادی را که از این قانون تخطی می کنند، بپردازد.

او در گام نخست به اداره پلیس شهر"سن ژس” در حومه بروکسل رفت تا شخصا جریمه دو زن محجبه که از قانون تخطی کرده بودند و برقع به سر کرده بودند را پرداخت کند.

یکی از این زنان در مورد هدف خود از پوشیدن برقع می گوید : "این یک انتخاب آزادانه است و من چهارماه پیش این نوع پوشش را انتخاب کردم. من مجردم و همراه خانواده خود زندگی می کنم و حتی پدر و مادرم با این نوع پوشش موافق نیستند. اما هیچگاه از من نخواسته اند که برقع بگذارم یا آنرا بردارم.”

رشید نکاز، بازرگان ثروتمند در مورد این تصمیم خود گفت : "من موافق وضع قانون برای مردانی هستم که همسران خود را به پوشیدن نقاب مجبور می کنند و آنها را در منزل حبس می کنند. اما من از این دختران جوان حمایت می کنم تا بتوانند آزادانه در خیابان رفت و آمد کنند. این شرط آزادی و از اصول اولیه یک جامعه دمکراتیک است.”

این بازرگان فرانسوی با استناد به این دلایل خود، در نظر دارد از کشورهای بلژیک و فرانسه ابتدا درمحاکم قضایی داخلی این کشورها و در مرحله بعد، نزد دادگاه اروپایی حقوق بشر شکایت کند.

ژان دمانز، شهردار "سن ژس"، در واکنش به اقدام این بازرگان ثروتمند معتقد است :"من راه های خوبی دارم که او بهتر می تواند پول خود را در راه بهبود وضع شهر خرج کند؛ شهری که از شهروندانی متفاوت، از 154 ملیت مختلف تشکیل شده و همه با مشکلات مالی دست به گریبانند.”

جریمه تخطی اولیه ازاین قانون پنجاه یورو است که می تواند در صورت تکرار تا سقف 137.5 یورو و تحمل یک هفته زندان افزایش یابد. فرانسه اولین کشور اروپایی است که از ماه آوریل گذشته این قانون را به اجرا گذاشته است. در فرانسه جریمه تخطی از این قانون 150 یورو در نظر گرفته شده و فرد خاطی ملزم می شود تا در کلاسهای آموزش شهروندی نیزشرکت کند.


پ ن ۱: از اونجایی که وبلاگ من با نام دخترانه در صدر گوگل قرار گرفته و توسط بعضی سایت ها رصد میشه . سعی میکنم وبلاگی دخترانه تر در اختیارتون قرار بدم.

پ .ن۲ : تلاش برای مقابله فرهنگ اسلام در مهد آزادی یعنی شناخت اسلام . ما چقدر شناختیمش؟

پ.ن۳ : به نظر من روبنده خیلی خیلی حجاب قشنگتریه برای خانمهای ایرانی که مایلند صورتشون پیدا نباشه . مثل همسر رئیس جهور یا نماینده مجلس یا کسانی که به نوعی نماینده حجاب ایران هستند. روبنده زیباتر از گرفتن چادر با دست روی صورته که فقط بینی خانم پیداست . اونوقت یکی از بزگترین سایت های دنیا  عینک و بینی خانم رئیس جمهور رو به مسخره نمیگیره .

نوشته شده در 90/07/01ساعت 1:54 توسط فاطمه|

 

این چند روز که نبودم

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/06/26ساعت 8:44 توسط فاطمه|

ساعت ۷ ماه رمضون یه حس ضعفی همه وجودتو میگیره که واسه افطار لحظه شماری میکنی.

جالب به دیوار تکیه داده بود پفک چی تور حلقه یشو  یکی یکی تو دهن میزاشت.

  کله شو همه طرف میگردوند ببینه رهگذرها بهش نگاه میکنن یا نه؟

 نیشخندی که گوشه لبش بود بیشتر شبیه فحش بود ( که صد البته به جناب خودش )

 حتما مامانش وقتی بزرگش میکرده ، آینده با  اعتقادی رو برا پسرش دعا میکرده .

ولی نمیدونم چرا پفک های جویده شده اینقدر سخت از گلوش پایین میرفت !!!


پ.ن۱ : کسی میدونه واسه چی اینقدر پست بدون خواننده میزارم .؟؟!!!  دلم خوشها

پ.ن۲:بی ربط:

تا حالا دیدید از لوله شکسته شده جلو خونتون جویی درست بشه که ۱۰ روز کسی به دادش نرسه . اتفاقات آب روزای اخر شمارمو حفظ کرده بود میگفت میگم این شماره آشناستا. روز ۱۰ هم طلب کار شد که به شما چه ؟ما این اب رو میخریم و به شما میفروشیم .شما ضرری نمیبینید. 

اللهم عجل لولیک الفرج
و العافیة و النصر
 وجعلنا من خیر اعوانه وانصاره
و المستشهدین بین یده
والمسارعین الیه
نوشته شده در 90/06/07ساعت 6:19 توسط فاطمه|

 رفته بودیم یه هیئت که این تصویر رو دیدم  عکس گرفتم . خیلی جالبه تصویر فردی است که(حتما منظور پیامبر خاتم حضرت محمد (ص) هست ) قرانی به دست دارد و در بالای سرش نقش آیات قران به چشم میخورد.  این تصویر رو در هیچ نقش اسلامیی ندیده بودم .

ظاهری شبیه تصاویر حضرت مسیح دارد.

چیزی که نظر منو جلب کرد صفحه شطرنجی زیر پای فرد به همراه دو ستون که در طرفین قرار دارد.

خوب خودتون بهتر میدونید که زمین شطرنجی و دو ستون با هم یکی از نمادهای فراماسونی است که برای ورود کاهنان اعظم ماسونی استفاده میشود .

(از همین اول بگم موضع من هم مثل شما (که قبل از ورود گارد میگیرید)، با شک هست ، ولی خوبه یه کیم حواسمون رو بیشتر جمع کنیم.)

تصویر

نقشی است روی قالی ، همینجور که میبینید از شرکت روغن نباتی بهار گرفته شده . اول فکر کردم کسی اینو درست کرده و خواسته سلیقه به خرج بده که این نقشها رو زده ولی اینکه اهدایی از یک شرکت بوده شک ام رو بیشتر میکنه بر هدف داشتن روی قضیه.

تصویر 2

---------------------------------------------------------------------------------

اطلاعاتی در مورد زمین شطرنجی دو ستون در فراماسونی:

زمین شطرنجی نماد سفر به ابعاد دیگر است برخي اظهار مي کنند که سنگفرش شطرنجي به عنوان يک  “قلمروي جادوئي” براي سفر از ميان ابعاد و برقراري ارتباط با موجوداتي نظير جن يا ارواح ٬ بکار گرفته مي شود. بنابراين٬ معناي عميق تر آن پشت سر گذاشتن محدوديت هاي دنياي مادي مي باشد. در بسیاری از فیلم های ساخته شده با این مضمون شخصیت ها روی زمین شطرنجی باید راه بروند و  نقش ابفا کنند .انها شیوه های انتقال هستند .در تصاویر بسیاری متوجه می شوید که دو ستون وجود دارد یک ستون نمایانگر نور و دیگری نمایانگر ظلمت و در مرکز ناحیه ای برای قربانی کردن حیوانات و سایر موجودات زنده .نور نمایانگر دنیای ماست تاریکی نمایانگر دنیای ان هاست و طرح شطرنجی نمایانگر ادغام دو جهان است تمامی مناسک  ماسونی باید روی زمین شطرنجی انجام شود خوانندگان شیطانی  بسیاری با این طرز تفکر امروزه وجود دارند که روی زمین شطرنجی برنامه های خود را اجرا میکنند برای قرن هاست که ایلومناتی به پرستش و احضار شیاطین روی زمین شطرنجی پرداخته است .

به گفته ي پژوهشگران٬ اين عقيده که سطوح شطرنجي از دیرباز نشانگر “خانه و منشاء  اسرار هستند٬ به مصر باستان و نيز پرستش خدايگان دیونیزیاک (Dionysiac) در يونان قديم بازمي گردد. (میدونید که عقاید و نمادهای ماسونها از مصر باستان سر چشمه میگیره)

  “ردپاي معماران دیونیزیاک بر روي  زمينه ي شطرنجي اطاق هاي لژ مدرن فراماسوني کاملا مشهود است. از زماني که اين تشکيلات مدرن صرفا به يک اتحاديه ي کارگري محدود نماند٬ اين طرح  قالب نمادين خود را که برگرفته از تعاليم متافيزيک جوامع باستاني بود٬ حفظ کرد.

در سطح “کارآموز تازه وارد” اين سنگفرش نمايانگر طبقه ي همکف معبد سليمان است. به بيان کتاب مقدس٬ طبقه ي همکف معبد سليمان از چوب کاج يا صنوبر ساخته شده بود.

 

نمادهاي مهم فراماسونري و مکاني براي اجراي مراسم فرقه اي در کليه ي لژهاي ماسوني

داخل یک لژ ماسونی .

با اينکه در اغلب لژها٬ اين سنگفرش شطرنجي از دو رنگ سياه و سفيد تشکيل شده٬  ولي لزوما اينطور نيست. همچنين٬ الگوي اين سطوح گاهي بجاي شکل مربعي٬ لوزي شکل مي باشد.

خوب دیگه قضاوت با خودتون.

---------------------------------------------------------------

امام خمینی (ره):

«شما از خواب هايي كه براي اين كشورها ديده اند اطلاع نداريد ، اينجانب كرارا خطر دولت اسرائيل و عمال آن را به ملت گوشزد كردم كه بايد مقاومت منفي كنند و از معاملات با آنها احتراز جويند. »


پ.ن ۱ میتونید اطلاعات جامع ی رو از این سایت بگیرید. http://asraar.ir/279

و مسائل امروزی ماسونی را از http://jonbeshe-shieee.mihanblog.com/post/category/8

و http://www.zohur12.ir/ بگیرید.

راستی اگه دوست دارید نمونه واقعی از نفوذ رو خودتون ببینید یه بار پای برنامه کودک (( لاک پوشت های نینجو کار )) که برنامه خاله شادونه میزارتش بشینید ، اونوقت انواع نمادهای فراماسونی رو میتونید ببینید . از چشم جهان بین تا بز بافومت و تک چشم دجال و ....  وقت نکردم فیلمشو بگیرم بعد عکس بگیرم چون تلویزیون هر روز میزاره خودت برید ببینید.

نوشته شده در 90/06/02ساعت 2:0 توسط فاطمه|

 

مراسم تشییع پیكر بابك معصومی كاپیتان پیشین تیم ملی فوتسال ایران صبح جمعه در محل ورزشگاه شریعتی با حضور مردم و مسئولان برگزار شد.

عجب!!!!!!!!!!!!!!!!

حالا واجب بود شما نماز میت بخونی خانم نماینده؟

نوشته شده در 90/05/29ساعت 9:46 توسط فاطمه|

 

 یک ویژه نامه در اقدامی جالب چهل تن از زنان برتر را معرفی کرده که در بین اآنها چهره هایی دیده میشود که تعجب من و خیلی ها را بر می انگیزد . این چهره ها کسانی نیست جز چند تن از بازیگران معروف سینمای ایران . 

 مهناز افشار ،الهام حمیدی، ترانه علیدوستی، ُهدیه تهرانی و آزاده آل ایوب از جمله زنانی هستند که عکس آنها به عنوان "چهل بانوی نقش آفرین ایران اسلامی" به نشانه الگوبرداری دختران مسلمان ایران، بر پیشانی روزنامه دولت قرار گرفته‌اند.

من بیشتر از دیدن عکس اینها در کنار عکس مروه الشربيني (شهیده حجاب) دلم سوخت . کسی که پای حجاب سخت ایستاد و شهید شد در کنار هنرمندانی که حجاب را فقط جلو دوربین و نقش آفرینی در سینما تحمل میکنند .نه تنها کسانی که نام برده شد بلکه اکثر زنان سینما که قرار است الگویی باشند برای دختران ایرانی ،در پشت لنزهای دوربین فیلمبرداری حجابی را انتخاب کرده اند که متاسفانه نمیتوان گفت اسلامی است (در کشور اسلامی)..!!!!!!

 البته قبل از همه این حرفها توهین هایی که توسط آقای کلهر (مشاور معذول ریاست جمهوری) در این ویزه نامه به حجاب و چادر مشکی شده نابخشودنیست . جالبه که این آقا رنگ چادر را وارداتی ناصرالدین شاه  از مراسم های عیاشی اروپا میداند و رنگ مشکی که برای چادر توسط مراجع مستحب خوانده شده مکروه میداند و چادر را بدترین نوع حجاب میخواند و...

واقعا شرم اور است ، چادری که هدیه مادر سادات است و خونهای زیادی پای آن ریخته شده است در ویژه نامه ی یک روزنامه دولتی اینگونه زیر سوال رود و به آن توهین شود.

 


پ.ن۱: میتونید الگوهای حجابتان(!!!) را با سرچ نام آنها در گوگل ببینید.

پ.ن۲: از خیر جنبه های سیاسی داستان، مثل جریان پارک آب و آتش گذشتیم .

پ.ن۳:میتونید اطلاعات بیشتر درمورد موضوع ویژه نامه و مسائل بیان شده در ان را از فارس نیوز بگیرید.

 پ.ن۴:صدای وبلاگ رو عوض کردم . به نظر خودم که خیلی آرام بخش و قشنگه. 

نوشته شده در 90/05/22ساعت 8:25 توسط فاطمه|

دلم تنگ شده برا دانشگاه و خوابگاه
ادامه مطلب
نوشته شده در 90/05/15ساعت 23:26 توسط فاطمه|

 

 

بني آدم اعضاي يكديگرند        كه در آفرينش ز يك گوهرند


چو عضوي بدرد آورد روزگار          دگر عضو ها را نماند قرار

 


پ.ن  آمار نشون داده روزانه ۱۰۰ نفر در سومالی بر اثر گرسنگی میمیرند. در این ماه مبارک عبادات خودتون رو با کمک به مردم رنج دیده سومالی مقربتر کنید.

هلال احمر شماره حسابی رو برای کمک های مردمی قرار داده است.   شماره حساب 99999 جمعیت هلال احمر نزد بانک ملی ایران شعبه مرکزی قابل پرداخت در سراسر کشور واریز کنید و از اجر معنوی این عمل خیر بهره‌مند شوید.


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/05/11ساعت 23:15 توسط فاطمه|

 

عکس های منتشر شده  از آب بازی جمعی از جوانان تهرانی البته بصورت مختلط و کاملا بدون قید و بند به سرعت در سایتهای خبری، و شبکه های اجتماعی پخش شد. عکس ها به خوبی ماجرا را مشخص کرده است: نزدیک به 150 نفر دختر و پسر مشغول آب بازی با تفنگ آب پاش و خیس کردن هم هستند. در این بین درصد بالایی از خانم ها حجاب نامناسبی دارند و البته درصد بالاتری حجاب ندارند! روسری به جای سر بر دوش افتاده و آستین ها بالازده شده و آب بازی لباس ها را به تن چسبانده است. صحنه ای که شاید اتفاق آن در یکی از پارک های تهران زنگ خطری برای مدیریت فرهنگی تهران به صدا درآورده باشد.
این افراد از طریق فیس بوک قرار خود را گذاشته بودند.این گروه حتی یک قرار دیگر وبلاگی با عنوان خز بازی در پارک پردیسان ترتیب می دهد که در آن با صحنه هایی زننده باز هم دختران و پسران  با چادر گل گلی و شلوار کردی اقدام به خزبازی! می کنند.


 عکس   عكسهای حضور دختران و پسران در جشن آب‌پاشی پارک آب و آتش تهرانادامه عکسهادر ادامه مطلب


پ. ن۱ اول شروع ماه مبارک رمضان رو به همه تبریک میگم .امیدوارم آخر ماه کوله باری پر داشته باشید.

پ.ن۲ من که گفتم مسئله فقط حجاب نیست . ببینید بنیان قضیه رو ...

اینا بد حجابی نیست اینا عقده است . چرا جوونای ما باید اینقدر عقده داشته باشن که با ابتکارهای غربی خالیش کنن از طریق غیر عرف و اخلاق.

پ.ن۳ جالب این داستان اینه که شهردار محترم تهران اصلا با این رفتارها مخالفت نکرده و گفته تهران متعلق به همه است وهمه حق استفاده دارند! و نباید نسبت به این موضوعات و منکرهای اتفاق افتاده واکنشی نشان داد.
وقتی حاکمان با منکرها موافق باشن بدونید از سر درون....

پ.ن۴ دلم نیومد اینو نگم . شهدا شرمنده به خدا ....   (فکر کردم نابرده رنج باید خیلی تاثیر گذاشته باشه!!!)
 


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/05/09ساعت 20:8 توسط فاطمه|

آیات القرمزی آزاد شد

.

آيات القرمزي

خبرگزاری رسا ـ بانوی شاعر بحرینی که به دلیل قرائت شعری در حمایت از انقلاب در این کشور به یکسال حبس محکوم شده بود، آزاد شد.


به گزارش خبرگزاری رسا، آیات القرمزی، بانوی شاعر 20 ساله بحرینی که به دلیل قرائت شعری علیه نظام آل خلیفه و حمایت از انقلاب ملت این کشور به یکسال حبس محکوم شده بود، روز گذشته آزاد شد.

پلیس شهر عیسی بحرین، روز گذشته با خانواده القرمزی تماس گرفته و به آنها اعلام کردند که دخترشان امروز آزاد خواهد شد.

شهروندان بحرینی خصوصا ساکنان روستای صدد که زادگاه اصلی القرمزی است، پس از آزادی این شاعر جوان به خیابان ها ریخته و به شادی و پایکوبی پرداختند.


گفتنی است آیات القرمزی بیش از 100 روز تنها به دلیل قرائت شعری در حمایت از انقلاب مردم بازداشت شد و به شدت تحت آزار و اذیت قرار گرفت.

علمای شیعه بحرین به شدت بازداشت این بانوی شاعر را محکوم کرده و بر لزوم آزادی فوری وی و سایر زندانیان سیاسی تاکید کرده بودند.


پ.ن اسلام همیشه پیروز است . به امید آزادی کامل بحرین
نوشته شده در 90/04/23ساعت 0:0 توسط فاطمه|

یه وبلاگ ساختم برای کارای هنریم. جلبه یه سری بزنید.

http://akaskhone.blogfa.com/

نوشته شده در 90/04/17ساعت 19:49 توسط فاطمه|

گشت ارشاد قبل از آنکه چرخی در خانه سینما و صداوسیما و فیلم ها و سریالها و بازیگران فیلم و سریال نزد، آمدنش به کوچه و خیابان بیشتر یک نمایش کمدی کلاسیک است تا امر به معروف و نهی از منکر.
پ.ن: از وبلاگhttp://sabz1001.blogfa.com/
نوشته شده در 90/04/14ساعت 0:56 توسط فاطمه|

یه داستان واقعی و یه سوال

دوست دامادمون یه آقاهست که وضع مالی نسبتا خوبی داره .

این آقا عاشق یه خانم میشن که متاسفانه قسمتی از زیر گونه اش سوخته است  و یه دستشم به دلیل سوختگی از کار افتاده ولی خیلی خوشگل (به گفته ی خواهرم ).قضیه مربوط به ۱۰ سال پیشه که ازدواج میکنن با وجود مخالفت های شدید پدر مادر پسره .

تا الانم پدر و ماره با وجود دوتا بچه ازدواجشونو قبول ندارن و میگفتن باید زن بگیری.

این خانمم به خاطر وضعیتش توی عقدنامه قید میکنه که آقا هر وقت خواست میتونه تجدید فراش کنه.

با وجود اینکه ۱۰ سال از ازدواجشون میگذره و دوتا بچه داشتن ولی خانمه بعضی مواقع یه دختر میدیده میگفته بریم خواستگاری آقاهم خیلی میخواستتش و میگفته هر چی خودت بگی (به قول بابام خانمه فرافکنی میکرده یعنی، با چیزی قلبا مخالفه ولی عکسش عمل میکنه)

حالا منتظر اتفاق خیلی خاصی نباشید .

آقا خیلی ساده بعد از ده سال تصمیم میگیرن به ازدواج دوباره که هیچ کس نفهمید چرا ؟

و یه خانم و به عقد خودشون در میارن بعد به خواست پدر مادر یه جشن مفصل میگیرن و میره خونه به بچه هاش میگه یه مامان جدید براتون آوردم . نگار با اینکه خودش  تو عقد نامه ش نوشته بود و خودش گاهی وقتا میرفت خواستگاری حالا از زور و لج و تنفر مونده به این اقا چی بگه ...

خواهرم میگه اصلا بهش نمیومد این کارو بکنه اینقدر همو دوست داشتن که میگن تو این ده سال هیچوقت دعوا نکردن. هنوزم آقاه میگه نگارو خیلی دوس دارم .

نگار میگه ازش متنفر شدم و حاضر نیست زنرو ببینه .خونشون جداست خواهرم اینا یه بار میرن اونطرف و یه بار این طرفن .

زن دوم گرفتن چیز جدیدی نیست بین این بنی بشر فقط یه سوال تو ذهن من هست:

اینکه خدا از یه طرف مردا رو جوری آفریده که میتونن دو نفر و دوس داشته باشن و اجازه زن گرفتن تا چهارتا رو دارن خوب؟

 بعد از یه طرف زنها رو به شدت حسود آفریده که هوو چه عرض کنم زن همسایم خوش ندارن در حال صحبت با شوهرشون ببینن. این چه حکمتی توش هست .؟؟؟

شما بگید این تناقض چه معنی میده؟


پ.ن۱ :از دو مدل مرد متنفرم : مدل دوم مردای دو زنن 

پ.ن پ.ن ۱: بابام یه دوستی داشت، خیلی ازش خوشم میومد ، کار درست بود، نماینده مجلس شد، شلوارش دوتا شد رفت زن دوم گرفت اونم چی ؟خانم دکتر با وجود چهار تا بچه ، زن اولشم داشت. شنیدم این اواخر زن سومم سر لج خانم دکتر به زور زن اول گرفته از اقوام زن اولش . خدا بخیر بگذرونه . کلا تنفری ازش پیدا کردم که از اسمشم بدم میومد.

پ.ن۲: مدل اول بماند شاید نصف آقایون رو در بر بگیره ناراحت شن.

 

نوشته شده در 90/04/12ساعت 19:53 توسط فاطمه|

جوان خیلی آرام و متین به مرد نزدیک شد و با لحنی موأدبانه گفت :
ببخشید آقا! من می تونم یه کم به خانوم شما نگاه کنم و لذت ببرم؟

مرد که اصلا توقع چنین حرفی را نداشت و حسابی جا خورده بود، مثل آتشفشان از جا در رفت و میان بازار و جمعیت، یقه جوان را گرفت و عصبانی، طوری که رگ گردنش بیرون زده بود، او را به دیوار کوفت و فریاد زد

مردیکه عوضی، مگه خودت ناموس نداری ...  می خوری تو و هفت جد آبادت ... خجالت نمی کشی؟ ...

جوان امّا، خیلی آرام، بدون اینکه از رفتار و فحش های مرد عصبی شود و عکس العملی نشان دهد، همانطور موأدبانه و متین ادامه داد

خیلی عذر می خوام فکر نمی کردم این همه عصبی و غیرتی شین، دیدم همه بازار دارن بدون اجازه نگاه میکنن و لذت می برن، من گفتم حداقل از شما اجازه بگیرم که نامردی نکرده باشم ... حالا هم یقمو ول کنین، از خیرش گذشتم

مرد خشکش زد ... همانطور که یقه جوان را گرفته بود، آب دهانش را قورت داد و زیر چشمی زنش را برانداز کرد ...


پ.ن۱ : این واقعا سوالی بود تو ذهن من .

خانمهایی که خودشونو بزک مییکنن و میان تو خیابون راضین که همه جور آدم بهشون نگاه کنه . همسرشون چی ؟راضیه؟

پ.ن ۲: ما که منبع سوالیم بزا یک سوال که به این پست مربوط نیست بپرسم . لطفا هر کس میتونه جواب بده.شاید خیلی دور از دسترس باشه.ولی ممنون میشم کمک کنید

یه داستان از رضا امیر خانی خوندم از کتاب(( ناصر ارمنی))ش معنیشو اصلا متوجه نشدم . داستان ((انگشتر ))

چند روزه مثل خوره افتاده به مغزم که این یعنی چی ؟

چرا یهودا؟ پس چرا شفا میداد؟ یعنی همش دروغ بود؟

اگه خوندید و معنی شو میدونید به منم بگید. مرسی

نوشته شده در 90/04/11ساعت 22:43 توسط فاطمه|


آخرين مطالب
»
» دختری که بدلیل خوشگلی زیاد به سمت فساد رفت
» السلام علیک یا فاطمه الزهرا
»
» اینجا خود کربلاست.
» I love my hejab
» حجاب
»
» سینما یا ابتذالنما
»
Design By : Pars Skin